محمد جعفر خور موجى
316
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
مأمور گرديد . سردار كل از آذربايجان به دربار سپهر اقتدار احضار و به وزارت جنگ برقرار شد . چون در هنگام توقف فارس با اين بنده عنايتى داشتند ، على هذا مصلحت چنان ديدند ، كه نسخهء موجودهء تاريخ از نظر مهر اثر خديوانه گذشته آيد . لهذا شرفيابى حضور مبارك و گذرانيدن نسخهء تاريخ به حضور همايون ، به توسط امين الملك ، وقتى خاص مشخص گرديد . در آن روز مخصوص ادراك فيض حضور سراسر نور را دريافت نمود . از اظهار عنايات بىشمار ، و الطاف سرشار ، كمال افتخار حاصل گشت . دو سه فقره عرض و استدعا كه داشت به طريق فهرست ملحوظ نظر انور افتاد ، به درجهء اجابت رسيد . در اين احوال به سنّت سنيّهء سال گذشته ، عريضهاى مشعر بر شكايت اين بندهء ضعيف از نواب حسام السلطنه ، به پيشگاه عزّ و جلال رسيد . همان احكام زمان ماضيه شرف صدور يافت . چون بر كارگزاران دولت عموما و جناب امين الدوله خصوصا ، اين معنى واضح و ظاهر بود كه جز از نوشتن اين كتاب و حقايقنگارى ، اين بنده را جرم و جنايتى نبود جناب مستوفى الممالك و جناب سردار كل نيز در اظهار كلمهء حق خوددارى نفرمودند . « رسيده بود قضايى ولى به خير گذشت » در همين هنگام كه مطابق با عشر آخر شهر ذى الحجة الحرام ، سال هزار و دويست و هشتاد و سه بود ، موكب همايون ، « قربتا الى اللّه و طلبا لمرضاته » به عزم زيارت و عتبه بوسى امام ثامن ضامن ، عليه الصلاة و السلام ، به جانب خراسان نهضت فرمود . ايامى معدود پس از ورود در شهر صفر سپهسالار فجاة عازم سفر آخرت گرديد . تا حالكه عشر اول شهر ربيع الثانى سال هزار و دويست و هشتاد و چهار است ، اردوى همايون تشريففرماى ساحت خراسان است ، و اين بنده در دار الخلافهء طهران به دعاى دوام دولت قاهره اشتغال دارد ، معلوم آمد كه كارها برحسب تقدير است ، و بسته به مشيّت خداوند قدير . كذب و صداقت جنايت يا خدمت را مدخليتى نيست . و اللّه اعلم .